وزارت علوم ، تحقیقات و فن آوریشرح: .جایگاه آموزش در ایران باستان به گواهی تاریخ ، ایرانیان از دیر باز برای خرد و دانش ارزش بسیار قائل بوده اند تا آنجاکه در ادعیه و اورادی که از آن زمانها به جای مانده است ، از خداوند خواسته شده است که به انها دانش و بینش عطا فرماید. در گاتها امده است : « هر مرد و زن و یا پیر و دختر باید در راه دانائی و بینائی خود بکوشد؛ چه دانش دیده بیناست و هر که دانشمند نباشد ، کور و ناتوان است.» در این طریق به خصوص برای آموزش و پرورش دختران دستورات و دقت خاص اعمال می شده است و انها علاوه بر آموزشهای مقدماتی ، ادبیات ، موسیقی و تحصیلات عالی نظری را نیز پا به پای پسران فرا می گرفته و به درجات عالی دانش نائل می شده اند. در آموزه های زرتشت یکی از راههای رسیدن به بهشت موعود ، « کوشش و کمک به تعلیم و تربیت نوع بشر » عنوان شده است ، چرا که به نیروی دانش ، شر و ستم ، این دو آثار جهل ، از جهان رخت بر می بندد. در ایران باستان هدف از اموزش و پرورش این بود که کودک را معتقد به خدا و متدین بار بیاورند، او را دارای اخلاق نیکو کنند؛ به او پیشه و هنر بیاموزند و به بهداشت تن متوجه و مأمور سازند. در زمان هخامنشیان توسعه صنایع و حرف گوناگون و سازمان اداری و تشکیلات وسیع دربار نیاز مبرمی به نیروی انسانی متخصص و کار آمد داشت. به همین لحاظ در صدد بر آمدند علاوه بر آموزشهای دینی سایر علوم را در مدارس ، مکانهایی سوای خانه و پرستش گاهها بر پا دارند. با توسعه تعلیم و تربیت مدارس عمومی در نقاط مسکونی ، نزدیک محل کسب ، بازار و محل زندگی مردم ساخته شد. در اینگونه مدارس اموزش دینی و اخلاقی (= آشنایی با زمینه های اعتقادات مذهبی و چگونگی تعالیم زرتشت ) ؛ آموزش اداری و کشوری (= ارتباطات ، روابط عمومی ، امور مالی و حسابداری . مقیاسات ) ؛ آموزش نظامی (= شناخت و آشنایی با ابزار های جنگی و کسب مهارت و تسلط در استفاده از آنها)؛ آموزش سیاسی (= دیپلماسی و روش کشور داری )؛ آموزش صنعتی (= دانش و صنعت سفال، فلز، بافندگی ، چوب ، شیشه و کاغذ)؛ آموزش نیرومندی و بهداشت (= سواری، تیر اندازی، شکار چوگان، کشتی و پهلوانی، راهپیمایی، کوه نوردی، دو ، شنا و شطرنج) و آموزش هنری (= دانش و مکتب موسیقی ،پیکر نگاری، پیکر تراشی و منبت کاری ) از جمله آموزشهای رایج در ایران بود.با توسعه علوم و دانش که در نتیجه توسعه آموزشگاهها و مدارس دولتی و عمومی از یک سو و حشر و نشر با یونانیان و بر قراری رابطه با هندوستان از سوی دیگر صورت گرفت، به تدریج مدارس عالی در ایران پدیدار شد. جلوه بارز اینگونه آموزشگاهها که در آنجا ، در سطوح عالیه تدریس و تحقیق می شد، دانشکاه جندی شاپور است که به دستور اردشیر بابکان در قرن سوم میلادی بنیانکذاری شد. 2.جایگاه آموزش در ایران دوره اسلامی با ظهور اسلام و پذیرش آن توسط ایرانیان نه تنها در اعتقاد و باور آنان به آموزش خللی پدیدار نشد، بلکه با تاکیدی که بر آموختن علم به عنوان یک ارزش اسلامی صورت گرفت، این اعتقاد راسخ تر گشت؛ چه در قران مجید به تحصیل و تحقیق توصیه شده است، همه گویای ترغیب مسلمانان به آموختن دانش است.ضمن اینکه تقریبا" همه بزرگان، نویسندگان و شاعران ایرانی نیز در آثار خود مردم را به فرا گرفتن دانش و هنر تشویق و تحریص کرده اند. با اغاز صدرات خواجه نظام الملک روند توسعه مدارس ، بیش از پیش صورت پذیرفت. به خصوص که نظام الملک برای هر یک از مدارس جدیدالتأسیس_ نظامیه_ دهات، بازار ، گرمابه و مستغلات دیگر وقف کرد که از در آمد آن مخارج مدرسه و حقوق مدرسین و کارکنان تأدیه گردید. به این ترتیب در اکثر شهر های ایرانی مدارسی بر پا شد و بر اثر آن زبان و ادبیات فارسی و عربی، علوم ریاضی، تاریخ و فلسفه و طب، خصوصا" علوم دینی رواج بسیار حاصل کرد و کتابهای عدیدهای تألیف و تصنیف شد. برنامه مدارس در ابتدا ساده بود و بتدریج رو به تکامل گذاشت. تا آنجا که در بعضی از مدارس ، طلبه می توانست در هر یک از رشته های تفسیر قرآن ، علم کلام و رجال و حدیث وفقه ، حکمت و علوم طبیعی و ریاضی و یا یکی از فنون پزشکی ، شاعری، دبیری، منجمی و مهندسی تحصیل کند. با اینحال موادی که در هر مدرسه تدریس می شد بستگی به زمان و مکان و وسعت مدرسه و میل واقف و میزان موقوفه و عده طلاب و معلمان و شخصیت و تخصص مدرسان داشت. 3. معارف جدید در ایران : تأسیس دارالفنون آشنائی ایران با تمدن جدید در عهد صفویه آغاز گردید و معارف جدید اروپائی به مفهوم مجموعه علوم، صنایع، هنر و آداب و رسوم ممالک مترقی آن خطه به ایران وارد شد.با زیاد شدن ارتباط ایران با اروپا راه انتشار معارف جدید در ایران بیش از پیش هموار گردید و تأسیس مدارسی که سبکی متفاوت از مدارس سنتی ایران داشت و مواد درسی جدیدی به شیوه های بدیع و تازه تدریس می نمود و غالبا" توسط کشیش های خارجی و با هدفهای خاص مذهبی-سیاسی تأسیس یافته بود، سر آغازی بر تحول آموزش و پرورش در ایران گردید. مهمترین اقدامی که در جهت تأسیس مدارس جدید به سبک مدارس اروپائی در ایران صورت گرفت، کوششی بود که از طرف امیر کبیر برای تأسیس دارالفنون انجام شد (1228 ه.ق) « او که ترتیبات زندگی و معارف جدید را به اجمال در مدت اقامت کوتاه خود در روسیه و مأموریت طولانی خویش در کشور عثمانی دیده و در جریان کارهای اداری ، احتیاج ایران را به افراد کاردانی که از معارف جدید با اطلاع باشند، دریافته بود... به تأسیس دارالفنون همت گماشت» نظر امیر در تأسیس دارالفنون بیشتر داشتن مدرسه ای فنی و نظامی و طبی و صنعتی .... به منظور آشنا ساختن مردم ایران به صنایع ، حرف و فنون جدید اروپا و انتشار آن در ایران بود. به همین لحاظ در این مدرسه مهندسی ، داروسازی، طب و جراحی ، توپخانه، پیاده نظام ، سواره نظام و معدن شناسی تدریس می شد. ضمن اینکه متناسب با دروس اختصاصی هر شعبه دروس دیگری نیز همچون تاریخ، جغرافیا، طبیعیات، ریاضیات و.... تدریس می گردید. 4.تأسیس مدارس عالی 1/4. مدرسه حقوق و علوم سیاسی با تأسیس روز افزون مدارس ابتدایی و متوسطه ، ایجاد مدارسی در سطوح عالیه اجتناب ناپذیر می نمود ، که به همین لحاظ نیم قرن پس از تأسیس دارالفنون با صدور فرمانی مدرسه عالی علوم سیاسی تأسیس شد(1277 ه.ش.) به همین ترتیب در سال 1299 ه.ش، وزیر عدلیه به تشکیل مدرسه حقوق اقدام نمود . دوره مدرسه علوم سیاسی چهار سال و دوره مدرسه حقوق سه سال بود و در پایان دوره به فارغ التحصیلان این مدارس مدرک تحصیلی لیسانس داده می شد. وابستگی مدارس مذکور به وزارت خارجه و وزارت عدلیه دیری نپائید، تا آنجا که مدرسه علوم سیاسی در سال 1305 و مدرسه حقوق در سال 1306 تحت نظر وزارت معارف قرار گرفتند که با ادغام مدارس مزبور توسط شورای عالی معارف (1306 ه. ش.) مدرسه حقوق و علوم سیاسی موجودیت یافت. 2/4.مدرسه طب با تأسیس دارالفنون تدریس طب جدید در ایران رسمیت یافت. در همین ارتباط شاگردان طب قسمتهای عملی را در مطب پزشکان معروف و معلمان مدرسه می دیدند و حتی به همراه آنان به عیادت بیماران می رفتند تا به رموز طبابت آشنا شوند. ضمن اینکه نخستین بیمارستان دولتی بر مبنای طب جدید نیز یک سال پس از تأسیس دارالفنون ساخته شد. در سال 1297 رشته پزشکی از دارالفنون مجزا و مدرسه طب به صورت مستقل تأسیس شد و با تصویب اساسنامه مدرسه مزبور دوره مدرسه طب 5 سال تعیین گردید. در سال 1309 با تصویب شورای عالی معارف، تأسیس مدرسه داروسازی و متعاقب آن تأسیس مدرسه عالی دندانسازی به انجام رسید، اما اداره این دو مدرسه همچنان زیر نظر رئیس مدرسه طب باقی ماند. اما توسعه مدارس عالی به همین حد محدود نماند. بلکه با تاسیس مدرسه عالی فلاحت و صنایع روستایی (1301 ه.ش.) ، تأسیس مدرسه مهندسی (1305 ه.ش.) و تأسیس مدرسه عالی بیطاری(دامپزشکی) در سال 1311 گامهای جدیدی در جهت توسعه مدارس عالی برداشته شد و زمینه برای تأسیس دانشگاه تهران فراهم گردید. 5.تاسیس دانشگاه تهران تأسیس دانشگاه تهران در سال 1313 نقطه عطفی در تاریخ آموزش جدید در ایران محسوب است. در این سال، به موجب « قانون اجازه تأسیس دانشگاه در تهران » به وزارت معارف اجازه داده شد که در تهران « موسسه ای به نام دانشگاه برای تعلیم درجات عالیه و فنون و ادبیات و فلسفه» تأسیس نماید. در این قانون برای دانشگاه 6 دانشکده:« علوم معقول و منقول» ، « علوم طبیعی و ریاضی»، « ادبیات، فلسفه و علوم تربیتی»،« طب و شعب و فروع آن»، «حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی» و « فنی» در نظر گرفته شده بود، با این تاکید که با تأسیس دانشگاه تهران بخشی از اختیارات وزارت معارف یا شورای عالی معارف به شورای دانشگاه تهران محول گردید و با تشکیل دانشگاههای شهرستانها (1228 ه.ش) این اختیارات به دانشگاههای جدید التأسیس نیز تعمیم یافت. جالب توجه اینکه هر یک از این موارد بعد ها به عنوان نقطه آغازی بر توسعه و تحول آموزش عالی در ایران محسوب گردید. 6.تاسیس وزارت علوم و آموزش عالی توسعه تدریجی دانشگاها طی 30 سال پس از تأسیس دانشگاه تهران به تشکیل« شورای مرکزی دانشگاهها» در سال 1344 منجر شد که این تأسیس با هدف «رسیدگی به امور دانشگاههای ایران و کلیه موسسات آموزش عالی و ایجاد هماهنگی بین آنها» صورت گرفت. دو سال پس از تأسیس شورای مرکزی دانشگاها، وزارت علوم و آموزش عالی تأسیس شد (1346) و به موجب قانون مربوط« تعیین هدفهای علمی و تحقیقاتی و آموزشی و تهیه و تنظیم برنامه های مربوط به علوم و پژوهشهای علمی و آموزش عالی»، « تعیین خط مشی آموزشی کشور...»،« نظارت بر امور دانشگاهها و دانشکده ها و موسسات آموزش عالی و صدور اجازه تأسیس یا توسعه آنها...» از جمله وظایف وزارت جدید اعلام شد.به دنبال آن در سال 1348 برای کمک به اجرای قانون تأسیس وزارت علوم و آموزش عالی «شورای مرکزی آموزش کشور» و پس از آن « شورای توسعه آموزش عالی » (1349) ، « شورای ارزشیابی مدارک تحصیلی خارجی» (1350) ، «شورای توسعه و تشویق پژوهشهای علمی کشور(1350) ، « شورای انتشاراتی و امور چاپی وزارت علوم و آموزش عالی » (1351) و « شورای آموزش پزشکی و تخصصی رشته های پزشکی» (1352) در وزارت علوم و آموزش عالی تشکیل گردید. از سال 1350 با تصویب قانون هیأتهای امنای موسسات عالی علمی دولتی باب جدیدی در اداره دانشگاها و موسسات آموزش عالی به نفع استقلال اداری ، اجرائی و مالی آنها گشوده شد. در مرداد ماه 1353 با تصویب قانون اصلاح تأسیس وزارت علوم و آموزش عالی وظایف جدیدی همچون« تعیین اصول کلی برنامه های آموزشی و پژوهشی دانشگاهی»، « هماهنگ کردن ضوابط سازمانی دانشگاهها و موسسات آموزش عالی و پژوهشی»، « برنامه ریزی جامع توسعه آموزش عالی»، « فراهم آوردن موجبات تربیت دبیران و کارشناسان آموزش مورد نیاز موسسات آموزش عالی» بر وظایف قبلی وزارت افزوده شد. در تیر ماه 1354 قانون اداره امور موسسات آموزش عالی غیر دولتی به تصویب رسید و به موجب آن به وزارت علوم و آموزش عالی اجازه داده شد « با تصویب شورای گسترش آموزش عالی، اداره موسسات آموزش عالی غیر دولتی را بر عهده کیرد.» 7. انقلاب اسلامی و ساخت سازمانی جدید با پیروزی انقلاب اسلامی ، آموزش عالی به سمت تمرکز هر جه بیشتر سوق یافت. از جنبه ستادی در ابتدا وزارت فرهنگ و هنر در وزارت علوم و آموزش عالی ادغام شد و به دنبال آن " سازمان میراث فرهنگی" به تشکیلات جدید وزارت افزوده شد و به تبع آن وظیفه حفظ و احیای میراث فرهنگی کشور نیز بر عهده وزارت فرهنگ و آموزش عالی قرار گرفت. با تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی در خرداد ماه 1359 مرجع قانونگذاری نظام جدید آموزش عالی به شیوه متمرکز موجودیت یافت و به دنبال آن علاوه بر گزینش دانشجو- که پیش از این به صورت متمرکز انجام می شد – گزینش اعضای هیأت علمی، تدوین برنامه های درسی و مقررات آموزشی نیز به شیوه متمرکز و از طریق آن ستاد دنبال شد. مبتنی بر این نظم جدید، کلیه دانشگاها و موسسات آموزش عالی به اجرای برنامه درسی واحد برای یک رشته معین موظف شدند، علاوه بر این مقررات آموزشی یکسانی در مجموعه دانشگاها و موسسات آموزش عالی به اجرا گذاشته شد. به موازات این اقدامات ، اداره موسسات آموزش عالی غیر دولتی و وابسته به دستگاههای اجرایی بر عهده دولت قرار گرفت که با ادغام آنها ، مجتمع آموزش عالی موجودیت یافت و به این ترتیب فعالیت بخش خصوصی در آموزش عالی متوقف گردید و از تعداد موسسات آموزش عالی به خصوص در تهران به نحو چشمگیری کاسته شد. تحول دیگری که در این فرصت انجام شد، تأسیس دانشگاه تربیت مدرس در سال 1362 بود که با هدف تأمین عضو هیأت علمی برای دانشگاهها و موسسات آموزش عالی صورت گرفت.تصویب قانون انتزاع آموزش پزشکی از وزارت فرهنگ و آموزش عالی و تشکیل وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی در مرداد ماه 1364 تحول مهم دیگری بود که آموزش عالی ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی با آن مواجه گردید. با تصویب این قانون وظایف و مسوولیتهای وزارت فرهنگ و آموزش عالی در آموزش پزشکی به وزارت جدید انتقال یافت و به تبع آن دانشکده های گروه پزشکی از دانشگاهها جدا و به دانشگاههای علوم پزشکی تبدیل شدند. به این ترتیب گرایش به عدم تمرکز، حداقل در حوزه های ستادی، بروز و ظهور یافت، هر چند که در حوزه سیاستگذاری همچنان راهبرد تمرکز نفوذ داشت و اینهمه در شرایطی بود که تحت تأثیر تقاضای اجتماعی از سال 1362، دانشگاه آزاد اسلامی _ به عنوان موسسه ای غیر انتفاعی_ تأسیس شد و در اندک مدتی با تأسیس شعبه های خود در شهرستانها و ایجاد دوره ها و رشته های تحصیلی متنوع، توسعه یافت و به این ترتیب راه برای همکاری بخش خصوصی در آموزش عالی هموار گردید. ضمن اینکه به موازات این فعالیتها دستگاههای اجرایی مختلف نیز به تأسیس موسسات آموزش عالی وابسته اقدام کردند. تأسیس دانشگاه پیام نور در سال 1353 با هدف احیای شیوه آموزش از راه دور هم تحول دیگری بود که آموزش عالی ایران در دوران بعد از انقلاب با آن مواجه گردید. با این اقدام دانشگاه پیام نور با برخورداری از تجارب، امکانات و تا حدودی از نیروهای دانشگاههای غیر حضوری که در موسسات آموزش عالی دیگری ادغام شده بودند موجودیت یافت و به زودی دامنه شعبه ها و مراکز آموزشی خود را به اقصی نقاط کشور گسترش داد. این اقدامات در مجموع باعث گسترش موسسات آمزش عالی و به تبع آن افزایش شمار دانشجویان ، فارغ التحصیلان و اعضای هیات علمی شد. تصویب برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور نقطه عطفی در تاریخ آموزش عالی ایران محسوب است. با تصویب این برنامه ، به منظور انسجام بخشیدن به امور اجرائی و سیاستگذاری نظام علمی کشور وزارت فرهنگ و آموزش عالی به وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری تغییر نام یافت و وظایف برنامه ریزی ، حمایت و پشتیبانی ، ارزیابی و نظارت ، یررسی و تدوین سیاستها و الویتهای راهبردی در حوزه های تحقیقات و فناوری به وظایف وزارت جدید افزوده شد.این الزام قانونی باعث شد که گرایش به عدم تمرکز در آموزش عالی که از سالهای قبل بروز کرده و در قالب واگذاری در اختیارات برنامه ریزی درسی و تأمین و انتخاب هیأت علمی مورد نیاز به تعدادی از دانشگاههای منتخب تجلی یافته بود، تسهیل و تسریع شود. به این ترتیب قابل پیش بینی است که در ساختار جدید وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری ، دانشگاهها و موسسات علمی و پژوهشی بالاستقلال نقشهای کلیدی و محوری خود را ایفا خواهند کرد.ضمن اینکه در این طریق به اعمال سیاستهای کلان و راهبردی آموزش عالی موظف و ملتزم خواهند بود. گذری به تاریخچه آموزش عالی در ایران آموزش عالی در فرهنگ و تمدن ایران و اسلام «آموزش عالی » در فرهنگ و تمدن پویای ایران و اسلام از قدمت و غنای شایستهای برخوردار است. این مقوله اگر چه با تعابیر و مشخصات کنونی ، تفاوت هایی دارد، اما به نحو بارزی بر پیشرفت و انتقال علوم در جهان تأثیر گذاشته است. در ایران تأسیس مراکز تعلیمات عالی متمرکز به عهد ساسانیان بر می گردد. شهر " ریو اردشیر" یا " بیت اردشیر" به دلیل اهمیت خاصی که " نسطوریان" برای تعالیم علوم یونانی (طب و نجوم) قائل بودند و شهر " جندی شاپور" ( از سالهای 241 میلادی به بعد) به سبب توجه خاصی که در بیمارستان آن شهر به طب، آموزش پزشکی و بهرهمندی از همه تجارب یونانیان ، هندوان و ایرانیان وجود داشت، به صورت دو کانون جدی در آموزش عالی کهن مطرح بوده اند. از آنجا که اسلام برای علم و عالمان منزلت ویژه ای قائل بود، پس از ظهور اسلام مراکز علمی در قالب های گسترده تر و تخصصی در متن تحولات اجتماعی رشد گسترده تر و تخصصی در متن تحولات اجتماعی رشد کرد و توسعه یافت." مساجد" در تمامی اعصار نقش "مدرسه" و " مدرسه عالی" را ایفا می کردند و علاوه بر آن بیمارستانها ، دارالشفاها و بیت الادویه ها برای تعلیم پزشکی و داروسازی و رصدخانه ها برای تعلیم ریاضیات و نجوم مورد استفاده قرار می گرفت. به این ترتیب " مدرسه" در تمدن اسلامی ، مفهومی عام و قابل انطباق بر اجزای گوناگون علمی و آموزش عالی یافته است. از سده های چهارم و پنجم هجری به بعد مدارس خاص کاملی در شهرهای بزرگ ایران مانند: بخارا، نیشابور، طوس، مرو، ری و.... بوجود آمد. بتدریج " نظامیه ها " ( اوایل قرن پنجم هجری) در نیشابور و بغداد به صورت مراکز بر جسته تحقیقات و تعلیمات عالی در جامعه اسلامی در آمدند."نظامیه" به صورت نهضتی فراگیر و علمی تا قرن ششم هجری اغلب شهرهای کشور را زیر پوشش قرار داد.پس از حمله مغول نیز با تأثیری که دانشمندان ایرانی بر نحوه اداره کشور نهادند، توسعه آموزش و آموزش عالی در قالب مراکز تحقیقاتی از قبیل: رصد خانه مراغه، زیج الغ بیک، ربع رشیدی، و حتی مدرسه ها و کتابخانه های سیار ادامه یافت. آموزش عالی در تاریخ معاصر ایران با آغاز عصر جدید ارتباطات ایران و کشورهای اروپایی و انعکاس نظریات و دستاوردهای نهادهای تمدنی نو در ایران، اندیشه تأسیس مراکز نوین آموزش عالی در عصر قاجار شکل گرفت. نقطه شروعی که برای این مهم می توان یافت، تصمیم میرزا تقی خان امیر کبیر به تأسیس دارالفنون در سال 1227 ه.ش است. دارالفنون که برایپرهیز از رقابت های روس و انگلیس در آن زمان به شیوه فرانسوی در تعلیم روی آورد، برای آموزش :" شیمی، فیزیک، دواسازی فرنگی، گیاه شناسی، جغرافیا، معدن شناسی، ریخته گری، علم حساب به آیین جدید فرنگ، علم و عمل نقشهکشی، علوم نظامی، ساختن انواع راهها، علم و عمل عکس و پزشکی فرنگی"، بنا نهاده شد و از استادان خارجی و ایرانی بهره گرفت. این مرکز اگر چه با قتل امیر کبیر و بی توجهی دولت قاجار، نتوانست در چهار چوب اهداف اولیه خود رشد کند، اما بی تردید اثرات مهمی بر روند پیدایش و شکل گیری آموزش عالی کشور گذاشت. به دلیل بسیاری از عوامل سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی پیشرفت آموزش عالی در ایران ، علی رغم پیشینه درخشان آن در قیاس با جوامع مشابه مثل: مصر و ترکیه عثمانی با روال کندی ادامه یافت، به حدی که تنها چند موسسه آموزشی تخصصی دیگر ، طی پنجاه سال بعد از دارالفنون تأسیس شد.(مدارس نظام، زبان، کشاورزی و علوم سیاسی). از این مدرسه علوم سیاسی که برای تربیت کارشناسان مورد نیاز کشور در سال 1277 یعنی نیم قرن پس از دارالفنون، گشوده شد به شیوه های امروزی آموزش عالی شباهت بیشتری داشت. پس از آن : مدرسه حقوق به سال 1299، مدرسه عالی فلاحت به سال 1301 و مدرسه عالی تجارت به سال 1305 در جهت گسترش آموزشهای عالی و تخصصی در تهران تأسیس شدند. از نظر نحوه اداره آموزش عالی ، " وزارت علوم" به سال 1272 ایجاد شد و علینقی میرزا، اعتضاد السلطنه به این سمت منصوب گردید. وی مدت بیست و دو سال متوالی این مسولیت را عهده دار بود. تفکر اداره هماهنگ امور آموزش کشور در سال 1288 در قالب تصویب قانون مربوط به تأسیس وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه متجلی گردید. در این قانون علاوه بر اداره امور مربوط به آموزش ابتدایی و متوسطه، تعمیم تحصیلات عالیه نیز از جمله وظایف وزیر معارف قلمداد شده بود و مسئولیت مراقبت در امور تعلیمات عالیه و اعزام دانشجو به خارج از کشور نیز به عهده این وزارت گذاشته شد. در سال 1300 قانئن شورای عالی معارف به تصویب رسید که این قانون نقطه عطفی در تاریخ تشکیلات وزارت معارف به شمار میرفت. بر اساس این قانون شورا با هدف توسعه دوایر علوم و اشاعه معارف و فنون و رفع نقائص تحصیلات علمی و فنی دایر گردید. به تدریج مدارس عالی مختلف از دستگاههای اجرایی مربوط منتزع شده و زیر نظارت وزارت معارف در آمدند. کلیه امور مربوط به : تحصیلات ، اساسنامه، نظامنامه و دیگر مسائل مربوط به مئسسات آموزش عالی در شورای عالی معارف مورد بحث و برررسی قرار می گرفت و تصمیمات شورا لازم الاجرا بود. از آن پس الفاظ دانشکده به مفهوم هر شعبه از مدارس عالی و دانشگاه به مفهوم مجموع شعب عالیه برای نخستین بار در قانون تأسیس دانشسراهای مقدماتی و عالی معرفی گردید. با تصویب قانون اجازه تأسیس دانشگاه در تهران (1313) دانشگاه به عنوان مرکز ثقل آموزش عالی ایران شناخته شد. در سال 1319 وزارت معارف به علت سنگینی وظایف به دو وزارتخانه جدید با نامهای جدی تقسیم شد:1- وزارت پیشه و هنر 2- وزارت فرهنگ. کلیه وظایف مربوط به آموزش و حتی آموزش عالی به عهده وزارتخانه جدید به نام فرهنگ گذاشته شد. در ادامه توسعه روز افزون مراکز آموزشی بالاتر از سطح متوسطه و در جهت تفکیک آموزش عالی از آموزش متوسطه و ابتدایی در سال 1344 شورای مرکزی دانشگاهها ، به منظور رسیدگی به امور دانشگاههای ایران و کلیه موسسات آموزش عالی و ایجاد هماهنگی بین آنها تشکیل شد. با توجه به اهمیت ئ نقش آموزش عالی و نیز تنوع و گستردگی آموزشهای عالی و تخصصی ، در بهمن ماه 1346 یعنی دو سال پس از تصویب قانون تأسیس شورای مرکزی دانشگاهها، قانون تأسیس وزارت علوم و آموزش عالی به تصویب رسید. به این ترتیب نهاد ویژه دولتی برای حل مسائل فرهنگی و علمی نظام آموزش عالی کشور به طور مجزا به وجود آمد تا برای تحقق اهداف زیر آغاز به کار کند: 1- صدور اجازه تأسیس و توسعه موسسات آموزش عالی و نظارت بر آنها. 2- تعیین هدفهای علمی و تحقیقاتی و آموزشی و تنظیم برنامه های لازم. 3- توسعه و ترویج علوم و فنون از طریق ایجاد یا تجهیز مراکز تحقیقاتی و علمی و تشویق و ارشاد پژوهشهای جمعی و فردی. 4- تعیین خط مشی آموزش کشور و تمرکز برنامه ریزی در امر آموزش ملی و اعزام دانشجویان به خارج از کشور. با تصویب این قانون کلیه وظایف و اختیارات وزارت آموزش و پرورش در شورای مرکزی دانشگاهها و هیأتهای امنا به وزارت علوم و آموزش عالی محول گردید. استقلال آموزش عالی از آموزش و پرورش به دلیل توسعه تشکیلات و سازمانها و لزوم توجه بیشتر به تربیت نیروی انسانی برای اداره این گونه تشکیلات صورت گرفت. در سال 58-57 که آخرین سال قبل از وقوع انقلاب اسلامی است جمعا" 175675 دانشجو و 9098 کادر اموزشی تمام وقت در دانشگاهها و موسسات آموزش عالی کشور مشغول به تحصیل و آموزش بوده اند. آموزش عالی پس از استقرار نظام جمهوری اسلامی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در اسفند ماه 1357 با تغییر در سازمان و تشکیلات ، مجددا" دو وزارتخانه فرهنگ و هنر و علوم و آموزش عالی در یکدیگر ادغام شده و با نام وزارت فرهنگ و آموزش عالی به انجام امور پرداخت. به دنبال آن، طرح ادغام موسسات آموزش عالی به مورد اجرا گذاشته شد و به موجب آن: 53 دانشگاه، دانشکده و موسسه آموزش عالی در قالب 4 مجتمع دانشگاهی فنی و مهندسی، ادبیات و علوم انسانی، علوم اداری و بازرگانی و هنر سازماندهی شدند. پس از انقلاب فرهنگی بر اساس تصمیم شورای انقلای اسلامی با تعطیلی موسسات آموزش عالی در سال 1359، حضرت امام خمینی(ره) به تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی فرمان دادند، در این فرمان به ستاد مزبور مسئولیت داده شده بود که از افراد صاحبنظر و متعهد، استادان مسلمان و دانشجویان متعهد و با ایمان و دیگر قشر های تحصیلکرده و مومن به جمهوری اسلامی دعوت نمایند تا شورایی تشکیل دهند و در زمینه برنامه ریزی رشته های مختلف و خط مشی فرهنگی آینده دانشگاها براساس فرهنگ ایلامی و انتخاب و آماده ساختن استادان شایسته متعهد و آگاه و دیگر امور مربوط به انقلاب آموزشی اسلامی اقدام نمایند. به این ترتیب ستاد انقلاب فرهنگی با تشکیل کمیته های برنامه ریزی در شعب مختلف علوم آغاز به کار کرد. در آبان 1361 با تشکیل شورایی، مقدمات بازگشایی و نو گشایی موسسات آموزش عالی فراهم آمد و به این ترتیب بازگشایی موسسات آموزش عالی در دو مرحله انجام شد. در سال 1364 به فرمان حضرت امام (ره) شورای عالی انقلاب فرهنگی متشکل از سران سه قوه، نخست وزیر، وزرای فرهنگ و آموزش عالی، آموزش و پرورش، فرهنگ و ارشاد اسلامی، اعضای شورای ستاد انقلاب فرهنگی و جمعی از دانشگاهیان تشکیل گردید که در ادامه کار ستاد انقلاب فرهنگی ، به سیاستگذاری در امور فرهنگی، آموزشی و پژوهشی بپردازد. هم اکنون تعداد دانشگاههای کشور به بیش از 3/1 میلیون نفر افزایش یافته و پیش بینی میشود در سال 76 به 45/1 میلیون نفر برسد. تعداد اعضای هیأت علمی تمام وقت در دانشگاههای دولتی به بیش از 20000 نفر در سال 75 رسیده و با پیش بینی استخدام 2300 نفر عضو هیأت علمی در سال 76 به 22300 نفر افزلیش خواهد یافت. قانون اهداف، وظایف و تشکیلات وزارت علوم قانون اهداف، وظایف و تشکیلات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری پس از تایید شورای نگهبان و امضای رئیس جمهور به این وزارتخانه ابلاغ شد. متن این قانون به شرح زیر است: ماده1- به استناد ماده 99 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مصوب 17/1/1379 و به منظور انسجام بخشیدن به امور اجرایی و سیاستگذاری نظام علمی ، تحقیقاتی و فناوریکشور ، اهداف وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری به شرح زیر تعیین می شود: الف- توسعه علوم ، تحقیقات و فناوری و تقویت روحیه تحقیق و تتبع و ترویج فکر اخلاق و ارتقای فرهنگ علم دوستی. ب- اعتلای موقعیت آموزشی ف علمی و فنی کشور . ج- تعمیق و گسترش علوم ، معارف ، ارزش های انسانی و اسلامی و اعتلای جلوه های هنر و زیبایی شناسی و میراث علمی تمدن ایرانی و اسلامی. د- تامین نیروی انسانی متخصص و توسعه منابع انسانی در کشور . ه- ارتقای سطح دانش و مهارت های فنی و توسعه و ترویج فرهنگ تفکر علمی در جامعه. و- حفظ و تحکیم آزادی علمی و استقلال دانشگاهها ، مراکز علمی و تحقیقاتی. ماده2- ماموریت اصلی و حدود اختیارات وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به شرح زیر است: الف - در زمینه انسجام امور اجرایی و سیاستگذاری نظام علمی و امور تحقیقات و فناوری 1- شناسایی مزیت های نسبی، قابلیت ها، استعدادها و نیازهای پژوهش و فناوری کشور بر مبنای آینده نگری و آینده پژوهی و معرفی آن به واحدهای تولیدی ، تحقیقاتی ، دانشگاهها و مراکز آموزشی و تحقیقاتی جهت بهره برداری . 2- بررسی اولویت های راهبردی تحقیقات و فناوری با همکاری یا پیشنهاد دستگاههای اجرایی ذی ربط و پیشنهاد به شورای عالی علوم ، تحقیقات و فناوری. 3- حمایت از توسعه تحقیقات بنیادی و پژوهشهای مرتبط با فناوری های نوین بر اساس الویت ها. 4- برنامه ریزی برای تدارک منابع مالی و توسیه فناوری کشور و مشارکت در ایجاد ، توسعه و تقویت فناوری ملی و حمایت از توسعه فناوری های بومی . 5- اتخاذ تدابیر لازم به منظور افزایش کارایی و اثر بخشی تحقیقات کشور و توسعه تحقیقات کاربردی با همکاری دستگاههای ذی ربط. 6- اتخاذ تدابیر و تهیه پیشنهاد های لازم در خصوص انتقال فناوری و دانش فنی و برنامه ریزی به منظور بومی کردن فناوری های انتقال یافته به داخل کشور و ارایه آنها به شورای عالی علوم ، تحقیقات و فناوری. 7- ایجاد زمینه های مناسب برای عرضه فناوری در داخل و خارج کشور و حمایت از صدور فناوری های تولید شده در کشور و کمک به ایجاد انجمن ها و شرکت های غیر دولتی علمی ، تحقیقاتی و فناوری . 8- تمهید ساز و کارهای لازم برای ایجاد هم سویی میان فعایت های آموزشی ، تحقیقاتی و فناوری ، تقویت ارتباط دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی با بخش های اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشور. 9- اتخاذ راهکارهای مناسب برای کمک به توسعه پژوهش و فناوری در بخش های غیر دولتی . 10- ارزیابی جامع عملکرد نظام ملی علوم ، تحقیقات و فناوری شامل پیشرفت ها ، شناخت موانع و مشکلات و تدوین و ارایه گزارش سالانه. 11- اتخاذ تدابیر و ارایه پیشنهاد های لازم جهت حفظ دانشمندان و محققان و تامین امنیت شغلی آنان و استفاده از توانمندیهای آنها. ب- در زمینه اداره امور دانشگاهها و موسسات آموزش عالی تحت پوشش وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری 1- پیشنهاد ضوابط و معیارهای کلی پذیرش دانشجو به مراجع ذی صلاح . 2- تعیین راهکارهای لازم و برنامه ریزی و حمایت از ایجاد و گسترش دانشگاهها ، موسسات آموزش عالی ، مراکز تحقیقاتی و فناوری و دیگر مراکز فعالیت های علمی - پژوهشی همانند شهرک های تحقیقاتی ، آزمایشگاههای ملی ، موزه های علوم و فنون با استفاده از منابع دولتی و غیر دولتی و مشارکت های مردمی متناسب با نیازها و ضرورت های کشور. 3- برنامه ریزی اجرایی ، آموزشی و تحقیقاتی متناسب با نیازها و تحولات علمی و فنی در جهان. 4- تعیین ضوابط ، معیارها و استاندارد های علمی موسسات آموزش عالی و تحقیقاتی ، رشته ها و مقاطع تحصیلی با رعایت اصول انعطاف ، پویایی ، رقابت و نوآوری علمی. 5- نظارت بر فعالیتهای دانشگاهها و موسسات آموزش عالی و تحقیقاتی کشور . 6- ارزیابی مستمر فعالیت هر گونه واحد آمو زش عالی و یا موسسه تحقیقاتی (اعم از دولتی و غیر دولتی) و جلوگیری از ادامه فعالیت ، تعلیق فعالیت و یا انحلال هر یک از آنها در صورت تخلف از ضوابط و یا از دست دادن شرایط ادامه فعالیت بر اساس اساسنامه های مصوب. 7- صدور مجوز تاسیس انجمن های علمی و حمایت و ارزیابی مستمر از فعالیت آنها بر اساس ضوابط مصوب مراجع ذی صلاح. 8- تایید اساسنامه و صدور مجوز تاسیس انجمن ها و تشکل های دانشجویان و دانش آموختگان دانشگاهها و موسسات آموزش عالی و تحقیقاتی و ارزیابی فعالیت آنها و اتخاذ تصمیم در مورد امکان ادامه فعالیت آنها بر اساس ضوابط و مقررات مراجع ذی صلاح. 9- تایید صلاحیت و صدور احکام اعضای هیات های ممیزه ، هیات های امنا ، و هیت های موسس ، هیات های گزینش اعضای هیات علمی و هیات های انتظامی اعضای هیات علمی دانشگاهها و موسسات آموزش عالی وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ، طبق ظوابط و مقررات موضوعه. تبصره- انتخاب و تایید روسای دانشگاهها و موسسات آموزش عالی و تحقیقاتی بر اساس مفاد مندرج در وظایف شورای عالی انقلاب فرهنگی خواهد بود. 10- ارزیابی و اعتبار سنجی علمی دانشگاهها ، موسسات آموزش عالی و تحقیقاتی به صورت مستقیم و یا از طریق حمایت از انجمن های مستقل علمی، تخصصی و فرهنگستان ها در ارزیابی علمی دانشگاهها و موسسات و انتشار نتایج در محافل علمی و ارایه گزارس سالانه به کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی و سایر مراجع ذی صلاح. 11- تایید اساسنامه و صدور مجوز ایجاد یا توسعه هر گونه واحد آموزش عالی یا موسسه تحقیقاتی (اعم از دولتی یا غیر دولتی)، رشته ها و مقاطع تحصیلی. 12- ارزیابی سالانه عملکرد مالی دانشگاهها و موسسات آموزش عالی و تحقیقاتی دولتی . 13- بررسی و پیشنهاد الویت های تخصیص منابع در حوزه های علوم ، تحقیقات و فناوری به سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور. 14- توسعه همکاریهای علمی بین المللی و اتخاذ تدابیر لازم به منظور نهادینه کردن همکاریها و مبادلات علمی بین مراکز علمی- تحقیقاتی داخل کشور با مراکز علمی - تحقیقاتی منطقه ای و بین المللی در چارچوب ضوابط و مقررات مصوب مراجع ذی صلاح. تبصره- دانشگاهها و موسسات آموزش عالی و پژوهشی مجازند با تصویب هیات امنا و تایید وزیر ذی ربط روابط تحقیقاتی ، علمی و فنی با موسسات و مراکز صنعتی و سازمان های مشابه خارجی برقرار کنند و یا به عضویت موسسات و سازمان های مذکور در آیند. حق عضویت مراکز مذکور در این قبیل موسسات با تصویب هیات امنا قابل پرداخت خواهد بود. 15- صدور مجوز<< تاسیس دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی دولتی و غیر دولتی با مشارکت دانشگاهها و مراکز علمی خارج از کشور>> بر اساس ضوابط مصوب مراجع ذی صلاح. ج- سایر موارد 1- مشارکت فعال در فرآیند سیاستگذاری نظام آموزش و توسعه نیروی انسانی کشور به منظور ایجاد هماهنگی لازم بین برنامه های سطوح مختلف آموزش کشور. 2- مشارکت در تعیین الویت های توسعه منابع انسانی کشور و ارایه نتایج حاصل شده به دستگاههای ذی ربط به منظور هدایت منابع در جهت الویت های مذکور. 3- ارزیابی و تایید اختراعات ، اکتشافات و نوآوری ها با همکاری سایر مراکز علمی و تحقیقاتی کشور به منظور فراهم کردن زمینه حمایت از حقوق مالکیت معنوی و ثبت در مراحع ذی ربط. وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری موظف است ظرف مدت شش ماه از تاریخ تصویب این قانون ، آیین نامه اجرایی این جزء را تهیه و جهت تصویب تقدیم هبات وزیران کند. 4- تعیین ضوابط ارزشیابی علمی مدارک فارغ التحصیلان و تایید ارزش علمی مدارک دانشگاهها و مراکز آموزش عالی (دولتی یا غیر دولتی ) داخل کشور به استثنای گروه پزشکی ، تعیین ضوابط مربوط به تشخیص ارزش علمی ، گواهینامه های آموزش عالی و پژوهش های علمی دانشگاهها و موسسات علمی خارجی و تعیین ارزش مدارک مذکور به استثنای گروه پزشکی. تبصره-اجرای مفاد این جزء در خصوص دانشگاهها و مراکز آموزش عالی (دولتی و غیر دولتی ) در گروه پزشکی به عهده وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی است. 5- برنامه ریزی برای شناسایی و حمایت از شکوفایی استعداد های درخشان و هدایت آنها به سمت الویت های راهبردی کشور در زمینه علوم ، تحقیقات و فناوری در چارچوب مقررات مصوب مراجع ذی صلاح. 6- برنامه ریزی برای جذب متخصصان ایرانی داخل و خارج از کشور جهت همکاری علمی ، تحقیقاتی و فناوری. تبصره-وزارتخانه های علوم ، تحقیقات و فناوری و بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی مجازند از اعضای هیات علمی و محققان غیر ایرانی خارج از کشور به منظور استفاده از خدمات علمی و تحقیقاتی دعوت به کار کنند. 7-اداره امور دانشجویان ایرانی در دانشگاهها و موسسات آموزش عالی و تحقیقاتی خارج از کشور و ایجاد زمینه های علمی و فنی متقابل از طریق اعزام رایزن های علمی با هماهنگی وزرات امور خارجه. 8- اهتمام در معرفی میراث علمی تمدن ایرانی و اسلامی و گسترش زبان و ادبیات فارسی در دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی خارج از کشور. 9- همکاری در اعتلای فرهنگ ، اخلاق و معنویت اسلامی در مجامع علمی دانشگاهی ودر جامعه. 10- ایجاد پایگاههای اطلاع رسانی به جامعه و بخش های مختلف در زمیته سیاست ها ، اولویت ها و برنامه ها و عملکرد های آموزش عالی ، تحقیقات و فناوری . 11- نمایندگی دولت در مجامع و سازمان های بین المللی و برقراری ارتباطات لازم در حوزه ماموریتها و اختیارات وزارتخانه. 12- انجام امور مربوط به کمسیون ملی یونسکو . ماده3- از تاریخ تصویب این قانون <<شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری >> با ترکیب زیر به ریاست رئیس جمهور تشکیل می شود: - رئیس جمهور . - وزیر علوم ، تحقیقات و فناوری. - وزیر بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی. - وزیر آموزش و پرورش . دو تا چهار نفر از اعضای هیات دولت به انتخاب هیات دولت. - رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور. - رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها با اجازه ایشان. - دو نفر از اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات به انتخاب مجلس شورای اسلامی به عنوان ناظر. - رئیس بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران . - روسای فرهنگستانهای علوم ، علوم پزشکی ، هنر و زبان و ادبیات فارسی . - سه نفر از روسای دانشگاههای دولتی (یک نفر از دانشگاههای علوم پزشکی) به انتخاب شورای مرکزی دانشگاههای مربوطه. - یک نفر از روسای دانشگاهها و موسسات آموزش عالی غیر دولتی و غیر انتفاعی . - سه نفر از دانشمندان و صاحب نظران دانشگاهها و مراکز تحقیقات به انتخاب تشکل ها و انجمن های علمی. - سه نفر از صاحبنظران بخش های تولیدی و خدماتی خصوصی با معرفی رئیس جمهور. تبصره-مصوبات شورای عالی علوم ، تحقیقات و فناوری در چارچوب این قانون پس از تایید رئیس جمهور برای کلیه موسسات آموزشی و تحقیقاتی و دستگاههای اجرایی لازم الاجرا است. ماده 4-وظایف و اختیارات شورای عالی علوم ، تحقیقات و فناوری عبارت است از : 1- الویت بندی وانتخاب طرح های اجرایی بلند مدت سرمایه گذاری کلان در بخش های آموزشی و پژوهشی و فناوری . 2- بررسی و پیشنهاد منابع مالی مورد نیاز د رحوزه های علوم ، تحقیقات و فناوری. تبصره1- شرح تفضیلی وظایف و اختیارات شورا در محدوده این قانون بنا به پیشنهاد وزیر علوم ، تحقیقات و فناوری به تصویب هیات وزیران می رسد. تبصره2- دبیرخانه این شورا در وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری مستقر خواهد بود. ماده5- تایید اساسنامه و صدور مجوز تاسیس فدراسیون ملی ورزش های دانشگاهی جمهوری اسلامی ایران و نمایندگی دولت در فدراسون های قاره ای و بین المللی ورزش دانشگاهی ، به عهده وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری است. ماده6-کلیه وزارتخانه ها ، موسسات و شرکتهای دولتی ، موسسات و نهادهای عمومی غیر دولتی و همچنین موسسات خصوصی که به نوعی مبادرت به انجام فعالیت های آموزش عالی ، پژوهش و فناوری می کنند، موظفند فعالیتهای خود را در چارچوب سیاست ها و آیین نامه های موضوع این قانون انجام دهند. تبصره-موسسات پژوهشی وابسته به سایر وزارتخانه ها که به موجب قانون مصوب مجلس تاسیس شده اند در چارچوب قوانین مصوب و اصلاحات بعدی آن و سیاست ها و موسسات مراحع ذی صلاح به فعالیت خود ادامه خواهند داد . ماده 7-هر گونه فعالیت اشخاص حقوقی و موسساتی که به نحو ی از آنجا به امور دانشجویی مرتبط می شود حسب مورد موکول به اجازه وزارت خانه های بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی و علوم ، تحقیقات و فناوری در چارچوب مصوبات مراجع ذی صلاح است و اداره ثبت شرکتها و مالکیت صنعتی موظف است بدون ارایه این اجازه نامه از ثبت آن خوداری کند. ماده 8-وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری مجاز است زمینه فعالیت دانشگاههای غیر دولتی و شعب دانشگاههای معتبر خارج از کشور را در چارچوب ضوابط مصوب مراجع ذی صلاح فراهم کند. ماده 9-در صورتی که به تشخیص وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری موسس یا موسسان و هیات امنای هر یک از موسسات آموزش عالی و تحقیقاتی غیر دولتی بر خلاف ضوابط و معیارها و اصول مصوب رفتار کنند ، وزارتخانه می تواند بر اساس ضوابطی که به تصویب مراجع ذی صلاح می رسد از آنان صلب مسئولیت و صلاحیت کند. ماده 10-دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی و تحقیقاتی دارای شخصیت حقوقی مستقل هستند و برابر ضوابط و آیین نامه های خاص مالی معاملاتی ، اداری ، استخدامی و تشکیلاتی که به تصویب هیات امنا و تایید وزیر می رسد اداره می شوند. اختیارات وزارت د رامور دانشگاهها و موسسات آموزش عالی و تحقیقاتی و حدود تعیین سیاست ها ی عمومی اداره آنها، ارزیابی ، نظارت و حمایت و پشتیبانی آنها در چارچوب این قانون و مصوبات مراجع ذی صلاح خواهد بود. تبصره- به منظور تحقق تمرکز زدایی در فعالیت ها ی اجرایی بخش آموزش عالی و پژوهشی افزایش اختیارات هیات امنای شوراهای علمی و مدیریت اجرایی دانشگاهها و موسسات آموزش عالی و تحقیقاتی ، تنظیم حدود اختیارات حوزه های ستادی وزارتخانه در امور دانشگاهها و موسسات آموزش عالی و تحقیقاتی ، تقویت ترکیب اعضای هیات های امنا، تعریف و تعیین مسئولیت های متقابل دولت و هیات های امنا و نحوه نظارت بر فعالیت دانشگاهها و موسسات آموزش عالی و پژوهشی ، لوایح ، تصویب نامه ها آیین نامه ها و اصلاحیه های لازم توسط وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری تنظیم و برای طی مراحل قانونی به مراجع ذی صلاح ارایه خواهد شد. ماده11-وزارت ، علوم و تحیقیقات و فناوری موظف است حداکثر ظرف شش ماه پس از تصویب این قانون با رعایت موارد مندرج د رماده 2 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مصوب 17/1/1379 و مفاد این قانون شرح وظایف تفضیلی و تشکیلات وزارت خانه را تهیه و پس از تصویب سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور به مرحله اجرا د رآورد. ماده12- آیین نامه های اجرایی این قانون از سوی وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری تهیه و به مراجع ذی ربط ارایه خواهد شد . اعمال مقررات موضوع این قانون در مورد دانشگاههای نظامی و انتظامی و موسسات آموزشی و پژوهشی تحت نظر فرماندهی کل قوا پس از کسب موافقت ایشان انجام خواهد شد. ماده13- این قانون از تاریخ تصویب لازم الاجرا است و کلیه قوانین ، مصوبات و مقررات مغایر لغو و بلا اثر می شود. قانون فوق مشتمل بر سیزده ماده و نه تبصره در جلسه علنی روز یکشنبه مورخ هجدهم مرداد ماه یکهزار و سیصد هشتاد و سه مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ 28/5/1383 به تایید شورای نگهبان رسید و در تاریخ 8/6/83 با امضای رئیس جمهور به وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری ابلاغ شد. - تاريخچه تحولات آموزش عالي ايران آموزش عالي در فرهنگ و تمدن پوياي ايراني و اسلامي از قدمت و غناي شايسته اي برخوردار است . با شروع عصر رنسانس و پيشرفتهاي علمي و صنعتي در كشورهاي غربي، در كشور ما نيز عناصري از آموزش عالي مبتني بر الگوي اروپاي غربي ايجاد شد. اولين بار اميركبير علاوه بر اعزام دانشجو به خارج، با تأسيس دارالفنون در سال 1228 هجري شمسي، ازاستادان خارجي براي تدريس در دانشكده هاي تخصصي فني درالفنون دعوت كرد. دانشگاه تهران و تعدادي از دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي بعد از تأسيس دارالفنون شكل گرفتند. با تصويب قانون اجازه تأسيس دانشگاه در تهران در سال 1313 هجري شمسي، دانشگاه تهران به عنوان مركز ثقل آموزش عالي ايران شناخته شد. با تأسيس وزارت علوم و آموزش عالي در بهمن ماه 1346 و متعاقب آن تشكيل " شوراي مركــزي آموزش" در سال 1348 ، نخستين گام در جهت تمركز، تجديد سازمان و اعمال يك نظارت مركزي بر دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي برداشته شد. پس از انقلاب فرهنگی بر اساس تصمیم شورای انقلای اسلامی با تعطیلی موسسات آموزش عالی در سال 1359، حضرت امام خمینی(ره) به تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی فرمان دادند، در این فرمان به ستاد مزبور مسئولیت داده شده بود که از افراد صاحبنظر و متعهد، استادان مسلمان و دانشجویان متعهد و با ایمان و دیگر قشر های تحصیلکرده و مومن به جمهوری اسلامی دعوت نمایند تا شورایی تشکیل دهند و در زمینه برنامه ریزی رشته های مختلف و خط مشی فرهنگی آینده دانشگاها براساس فرهنگ ایلامی و انتخاب و آماده ساختن استادان شایسته متعهد و آگاه و دیگر امور مربوط به انقلاب آموزشی اسلامی اقدام نمایند. به این ترتیب ستاد انقلاب فرهنگی با تشکیل کمیته های برنامه ریزی در شعب مختلف علوم آغاز به کار کرد. در آبان 1361 با تشکیل شورایی، مقدمات بازگشایی و نو گشایی موسسات آموزش عالی فراهم آمد و به این ترتیب بازگشایی موسسات آموزش عالی در دو مرحله انجام شد. در سال 1364 به فرمان حضرت امام (ره) شورای عالی انقلاب فرهنگی متشکل از سران سه قوه، نخست وزیر، وزرای فرهنگ و آموزش عالی، آموزش و پرورش، فرهنگ و ارشاد اسلامی، اعضای شورای ستاد انقلاب فرهنگی و جمعی از دانشگاهیان تشکیل گردید که در ادامه کار ستاد انقلاب فرهنگی ، به سیاستگذاری در امور فرهنگی، آموزشی و پژوهشی بپردازد. اضافه شده در تاریخ : 21 دي ماه ، 1387 بازدید: 190 »» مشاهده سایت | به این سايت رای دهید [ بازگشت ] |
چهارشنبه 3 خرداد ماه 1391
|
||||||||
فروشگاه نرم افزارهای تخصصی آلبالوفروش انواع نرم افزارهای تخصصی رشته مهندسی برق و... |
| Free Ads by electricalbank »» |












